السيد الطباطبائي
69
رسائل توحيدى ( فارسى )
تنها موردى است كه درآن اطلاق واژه « آفريدن » درمرحله ، اسماء را يافتهايم ، و مراد از آن ، همان است كه بيان شد ، به شهادت آن كه امام عليه السلام در ذيل حديث ، اسم « خالق » را جزء نامهاى فرعى به شمار آورده است . از اينجا روشن مىگردد كه مراد از اسم پوشيدهاى كه در گنجينه است ، همان مقام احديّت مىباشد ؛ زيرا آن مقام است كه به واسطهء نامهاى سهگانه : اللَّه ، تبارك و سبحان كه همان هويّت ، جمال و جلال مىباشند ، در حجاب قرار گرفته است ، به دليل آنكه خلق در تحقق ذات ، صفات و افعالشان به اين جهات سهگانه ( هويّت ، صفات ثبوتى و صفات سلبى ) نيازمندند ؛ ولى اگر خلق در ارتباط بامقام احديت ملاحظه گردد ، چيزى از ذوات و آثارشان باقى نمىماند . امام عليه السلام درآغاز كلامش نيز از او - سبحانه - با اين نامهاى سه گانه ياد كرد و فرمود : « اللَّه تبارك و تعالى . . . » . و سپس آيه شريفه : « قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى » را به اين صورت تفسير نمود كه يك اسم ، درحجاب اسماء سهگانه است و ديگر اسما ، متفرع بر اين سه اسم كه حجابند مىباشند ؛ و اين نشان مىدهد كه مرجع ضمير ، در آيه « فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى . . . » همان نام پوشيده در گنجينه است ، يعنى ضمير به او - سبحانه - از آن جهت كه اين تعيّن احدى را يافته است ، برمىگردد ؛ زيرا دعا و خواندن ، نوعى توجه است و تنها به چيزى مىتوان توجه نمود كه نوعى تعين و وضوح داشته باشد ؛ و خداوند سبحان بيان نمود كه تمام نامهاى نيكو از آن اوست و به هركدام ، خوانده شود رواست ، پس باهمه نامهايى كه نوعى تعيّن دارند ، مىتوان اورا خواند وآنكه خوانده مىشود ذات است از آن جهت كه به اين نامها نامگذارى مىشود ؛ و اين نامها قائم به آن ذاتند ، و آن ذات با هيچ چيز نسبتى ندارد مگر با يك تعيّن ؛ و از طرفى ، تمام تعيّنات در ناحيهء دعا فرض شده است ، در نتيجه ، يك تعيّن باقى مىماند كه عين اطلاق و بى تعيّنى است و اين همان مقام احديت است كه رهروان كوى اوپس از گذشتن از مراتب اسماء ، به آن منتهى مىشوند